سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
114
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
حضرتش خود را براى مبارزه نهايى عليه حكومت شام مهيّا مىكرد ، يكى از متعصّبين خارجى به نام عبد الرحمن بن ملجم با شمشير زهرآگين در مسجد كوفه بر او ضربتى وارد آورد . امام اول شيعيان در 21 رمضان 40 / 25 ژانويه 661 ( 5 بهمن ماه ) شهيد شد . تمام اين دوران را على ( ع ) در آخرين بخش سخنانش در شقشقيه شرح مىدهد و نظرياتش در بررسى اين دوران بحرانى راهگشا است . « در آخر ، سومين [ عثمان ] به خلافت رسيده و خود را سخت نگرفت و جز خور و خواب ، كارى از او بر نمىآمد و بنى اميه گردش جمع شدند و بدانسان كه شتر گياه تازهء بهارى را مىبلعد ، به غارت و بلع ماليه پرداختند تا رشتهء او پنبه شد و مردم از دورش پراكنده گشتند و كارهايش عليه او تمام شد و منتهى به هلاكت او گرديد مرا چيزى به بيم نينداخت ، جز اينكه مردم مانند يال كفتار بدورم ريخته ، از هر طرف به من حمله مىكردند ، بحدّى كه فرزندانم حسن و حسين زير پا لگدمال شدند و دو طرف عباى من پاره شد و همچون گلهء بز اطرافم را احاطه كردند تا بيعت كنند . چون بيرق خلافت برافراشتم قومى بيعت را شكستند و دستهاى از دايرهء آن خارج شدند و پارهاى تركم كردند تو گويى هرگز اين آيه به گوششان نرسيده كه خداوند فرموده است : اين سراى آخرت را براى كسانى قرار دادهايم كه برترىجويى و تباهى روز بين نمىخواهند و سرانجام نيك براى پرهيزگاران است . سوره 28 آيه 83 آرى اين آيه را ديده و خواندهاند ولى زيب و زينت دنيا آنان را فريفته و آن را بطاق نسيان نهادند . هان سوگند به خدايى كه دانه را بشكافت و آدمى را بيافريد اگر هجوم مردم و حجّت اكثريتى كه به يارى من آمده بودند نبود و اگر تعهّدى كه علما در مقابل خداوند سپردهاند كه از ستمگران جلوگيرى كنند و به يارى ستمديدگان بشتابند وجود نداشت قلادهء خلافت را با كاسهء خالى اولش سيراب مىكردم و شما خوب مىدانيد كه اين دنياى پرزرقوبرق و زيبايتان در نظر من به اندازهء عطسهء بزى ارزش ندارد و از آن پستتر است . » ( 37 ) بر اساس چنين خلاصهاى سعى خواهيم كرد تا علل و نتايج حوادث عمدهء دوران كوتاه خلافت على ( ع ) را تجزيه و تحليل كنيم . بايد به خاطر داشت كه جانشينى او با مقاومت زياد بعضى از اصحاب پيامبر روبرو شد و اولين جنگ داخلى در اسلام را نتيجه داد ولى در عين حال همين باصطلاح